نغمه شب
گهر عشق تو پرورده ست . کس نداند که درین خانه طفل با دایه چه ها کرده است . همه ویرانی و ویرانی همه خاموشی و خاموشی سایه افکنده به روزن ها : پیچک خشک فراموشی ! روزگاری ست درین درگاه بوی مهر تو نپیچیده ست . روزگاری ست که آن فرزند حال این دایه نپرسیده ست ! من و آن تلخی و شیرینی، من و آن سایه و روشن ها، من و این دیده اشک آلود، که بود خیره به روزن ها . یاد باد آن شب بارانی، که تو در خانه ما بودی. شبم از روی تو روشن بوده، که یک سینه صفا بودی. رعد غرید و تو لرزیدی، رو به آغوش من آوردی کام ناکام مرا - خندان - به یکی بوسه روا کردی. باد ٬ هنگامه کنان برخاست ! شمع ، لبخندزنان بنشست ! رعد ، در خنده ما گم شد ! برق ، در سینه شب بشکست ! نفس تشنه تبدارم ، به نفس های تو می آویخت . عود طبعم به نهان می سوخت عطر شعرم به فضا می ریخت ! چشم بر چشم تو می بستم . دست بر دست تو می سودم ، به تمنای تو می مردم ، به تماشای تو خوش بودم . چشم بر چشم تو می بستم شور و شوقم به سراپا بود دست در دست تو می رفتم هر کجا عشق تو می فرمود ! از لب گرم می چیدم ، گل صدبرگ تمنا را . در شب چشم تو میدیدم : سحر روشن فردا را سحر روشن فردا کو ؟ گل صدبرگ تمنا کو ؟ اشک و لبخند و تماشا کو ؟ آن همه قول و غزل ها کو ؟ باز امشب شب بارانی ست از هوا سیل بلا ریزد بر من و عشق غم آویزم اشک از چشم خدا ریزد ! من و این آتش هستی سوز ، تا جهان باقی ست . بی تو ، در گوشه تنهایی ، بزم دل باقی و غم ساقی ست ! زندگی رسم خوشایندی است خبر رفتن موشک به فضا زندگی گل به توان ابدیت زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است قارچ های غربت؟ سهراب سپهری
بغض هایم میشکنند!!!
آنجا که قلبی برای شکستن نمانده است![]()
![]()
![]()
اشک چشم گشته ستاران در شب من
شب یار من گشته که من روزی ندارم
مرگم بیا تا بر بگیرم پیکرت را
بر دل نشینی زخمه ی جان کندنت را
مرگم اگر آیی مرا مدهوش سازی
از خمره ی خمرت مرا بیهوش سازی
مرگم بیا با این زمان کاری ندارم
در کوله ام جز اشک و آه و خون ندارم
مرگم اگر آیی که من از غم رهانم
خود را از این دنیای پر غم میرهانم
مرگم بیا یارم تو باشی جز تو کس نیست
غم خوار این دل در زمانم جز تو کس نیست
***
اما ...
قسمت در این باشد که من در غم بمانم
آتش به دل باشم در این دنیا بمانم![]()
![]()
![]()
با خمیر دلم بازی کرد!!
آخرش گفت : عاشق درست کردم!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ
پرشی دارد اندازه عشق
زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود
زندگی جذبه دستی است که می چیند
زندگی نوبر انجیر سیاه در دهان گس تابستان است
زندگی بعد درخت است به چشم حشره
زندگی تجربه شب پره در تاریکی است
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی سوت قطاری است که درخواب پلی می پیچد
زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست
لمس تنهایی ماه
فکر بوییدن گل در کره ای دیگر
زندگی شستن یک بشقاب است
زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
زندگی مجذور آینه است
زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست
هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است
چه اهمیت دارد
گاه اگر می رویند![]()
![]()
![]()
» عشق بازی با مرگ
» معشوقه
» اشک خدا
» صدای پای آب
» من که تسبیح نبودم
» دو برادر
» راز دل
»
» سلام
| Design By : ParsSkin.Com |

